Armenian First Ascent Open Festival 2011

May 21-31

«Arev» Armenian First Ascent Open Festival, was first held July 1-31 2009. This festival, organized by local climbing club "Up The Rocks", is intended to develop the rock climbing culture in Armenia, while at the same time promoting climbing at the local rock formations through the development of new routes.
The festival will aid in displaying the unique nature these routes to the world climbing community. The enhanced development of climbing in the country will also open the doors to the rock climbing world for Armenian youth.

Amazing Armenia – as described by Rock and Ice editor Jeff Jackson is a spot where it is worth hanging out for 10 days with Festival crew, to climb, have fun, and share this unique experience with other climbers from around the world.

Whether you are an avid first ascensionist, a climber who relies on the guidebooks to find the most popular, beautiful, and fun routes, a traditional climber looking to plug in some gear, or a beginner just looking for fun and safe sport routes, you are welcome to our event. The festival will be held at the three of Armenia’s premier rock formations listed below.

Armenia

-On the arrival and opening day May 21: Yerevan city tour and opening party in the pub.

-Noravanq canyon May 22-25: Featuring limestone walls up to 200m high, with a great potential for trad and sport First Accents.

-Arpa gorge May 26-28: Featuring unique basalt columns up to 35m high. Clean Traditional Climbing only at this site. No bolts, pitons or hammer use is allowed!

-Garni gorge May 29-31: Featuring unique basalt columns up to 100m high. Clean Traditional Climbing only at this site. No bolts, pitons or hammer use is allowed!

-Closing event May 31, at night: music, fun, bear and slideshow in the pub in Yerevan.

-Departure day: June 1

Event fee is 195 Euro per person, which includes:
-All the transportation for carrying out the event program in Armenia
-May 21, 28 and 31 nights accommodation in Yerevan
-Food and alcohol for the opening and closing party

Event participants will be responsible for providing:
-Air tickets to and from Yerevan
-Due to the hazardous nature of rock climbing, insurance will be needed in the event of an accident, injury, or rescue
-Food (the shopping will be supported and organized by organizers) and drinking
-Camping equipment
-Rock climbing equipment

The application deadline is May 18, 2011

For more information feel free to contact us: info@uptherocks.com,

DONATIONS BY
- Marine Mkhitaryan
- Tatevik Zohrabyan



تاريخ : چهارشنبه هفدهم فروردین 1390 | 11:57 بعد از ظهر | نویسنده : صفا هاشمیان |


هفتمین سالگرد بزرگداشت زنده یاد حسن زرافشان و سومین گزارش عملکرد سالانه کوهنوردی استان قزوین

تاریخ و زمان برگزاری: ۸۹/۱۲/۲۰ - ساعت ۱۶

آدرس برگزاری مراسم: قزوین، خیابان بلوار، جنب سینما بهمن، کوچه فلق، پلاک۹۲




تاريخ : جمعه بیستم اسفند 1389 | 8:29 قبل از ظهر | نویسنده : صفا هاشمیان |


زنده یاد استاد جلیل کتیبه ای


نام جلیل کتیبه ای ( متولد ۵ بهمن ۱۳۰۰ ) با تاریخ کوه نوردی نوین ایران در هم آمیخته است . او از۱۳۲۴ به شکلی جدی کوه نوردی را شروع کرد ، و در چند سال ، تعدادی از شاخص ترین کارهای دوره ی آغازین کوه نوردی فنی ایران را به انجام رساند . اما یک حادثه ی رانندگی ( در راه رسیدن به دماوند ) به تاریخ 22/9/1330 آرزوی دست یابی به قله های بلند را در دل او به یاس بدل کرد . با این وچود ، کتیبه ای پیوند خود را با کوهستان قطع نکرد و با نوشتن درباره ی کوه ها و برقراری رابطه ی عمیق ، پیوسته و هم دلانه با جامعه ی کوه نوردی کشور ( و خارج از کشور ) کوشید تا عطش عشق خود به کوه را ارضا کند .

در زیر ، خلاصه ای از فعالیت های او را که با استفاده از فصل نامه ی کوه شماره ی ۴۰ ، نوشته های خود استاد ، تاریخ کوه نوردی ایران تالیف داود محمدی فر و محمدعلی ابراهیمی ، و منابع دیگر تهیه شده است ، می بینید :



  • در پنجم بهمن 1300 در تهران به دنیا آمد .
  • از دوره ی دبستان به کتاب و ادبیات و هنر علاقه پیدا کرد و و در نوجوانی با مطبوعات انس گرفت .
  • از چهارده سالگی به ورزش و تکاپوهای ورزشی روی آورد و و رفته رفته به انواع ورزش ها ، از باستانی گرفته تا شنا و دوچرخه سواری و مشت زنی و وزنه برداری و پرورش اندام و ژیمناستیک و ... کوه نوردی پرداخت .
  • در پانزده سالگی از راه مطبوعات با دماوند و علم کوه و صعود به آن ها آشنا شد و همان ها بودند که در قلب و مغزش اثرهای نافذی نسبت به کوهستان و کوه نوردی به وجود آوردند .
  • در سال 1324 ، پس از یک بیماری قلبی ، توانست نخستین کوه بلند خود را صعود کند .
  • در سال 1325 ، نخستین صعود زمستانی قله ( توچال ) را انجام داد و در سال بعد نخستین صعود شبانه به همین کوه را اجرا کرد .
  • در آغاز بهار 1327 ، به همراه دوستانش عزت الله شهیدا و هوشنگ محیط ، دو صعود زمستانی – بهاری را به ثمر رستنمد : کوه سروه ی ملایر در سوم فروردین ، و الوند همدان در هفتم فروردین که سه تن از کوه نوردان همدان ( شریفی ، سیدین ، ... ) نیز همراه شان بودئند . از همین سال ، تمرین های سنگ نوردی با ابزار فنی را در بندیخچال ( توچال ) شروع کرد و سپس نکته های این روش نوین را در مجله های ورزشی منتشر ساخت .
  • در مهر ماه 1328 به همراه محمد کاظم گیلان پور و محمد علی پرویزی ، دو کار مهم در منطقه ی علم کوه به انجام رساند : صعود به قله ی شاخک ( که می پنداشتند بلندترین قله ی منطقه است ) از مسیر صعود نشده ی گردنه ی سیاه سنگ ؛ و صعود قله ی تخت سلیمان از مسیری که گیلان پور ( در دفتر یادبودی که اکنون در باشگاه دماوند است ) آن را « تیغه ی شمالی » نامیده است . ورود به منطقه ی علم کوه از سمت شمال این قله ، از این تاریخ مورد توجه کوه نوردان ایرانی قرار گرفت .
  • در سال 1329 می بایست با گیلان پور و پرویزی به مدرسه ی کوه نوردی و اسکی شامونی ( فرانسه ) فرستاده می شد ، اما به عللی در این برنامه شرکت نکرد . در تابستان همین سال ، نخستین صعود بانوان ایرانی ( عصمت قاضی ، فرخ کوهکن ، نصرت کوهکن ) به قله ی دماوند از مسیر شمال شرقی را سرپرستی کرد . همچنین ، همین خانم ها به سرپرستی او به قله ی علم کوه ( از مسیر جنوبی ) و به قله ی پراو سفید در منطقه ی زردکوه صعود کردند .
  • سال 1330 : نخستین صعود تکی به دماوند از راه تخت فریدون ؛ نخستین نوردش یک تیغه ی بلند سنگی در ایران ( تیغه ی جنوب شرقی هفت تنان زردکوه ، همراه با خلیل عباسی و هوشنگ محیط ) ؛ نخستین صعود مستند به بلندترین قله ی دنا (قاش مستان ) ( تکی ) ؛ نخستین صعود مستقل و دیواره ای ایرانی ( دیواره ی شمالی شاخک ، به همراه محمد علی تفرشی ) . صعود دیواره ی شاخک را که تا چند دهه بعد تکرار نشد ، می توان سرآغاز کار دیواره نوردی در ایران دانست .

در 22/9/1330 همراه با گیلان پور ، هوشنگ محیط و ابراهیم صدری با هدف صعود دماوند راهی رینه بود که در نزدیکی آبعلی ، خودروی جیپ آنان دچار حادثه شد و پای راست وی از 8 جا شکست . بیش از یک سال بستری شد ، و زخم های او تا سال 37 بهبود نیافتند ، و سرانجام ( گویا در اوایل دهه ی 50 ) پزشکان این پا را از بالای زانو قطع کردند . با این حال ، کتیبه ای با همان پای آسیب دیده ، در سال 1340 طی یک برنامه ی شش هفته ای به بررسی و مطالعه ی کوه های آلپ در پنج کشور اروپایی پرداخت .

کتیبه ای از سال 1327 در فدراسیون های کوه نوردی پیش از انقلاب ، سمت های عضو هیات مدیره ، مشاور عالی ، و معاون داشته است اما پیشنهاد ریاست بر فدراسیون را یک بار در سال 1335 و بار دیگر ، پس از انقلاب نپذیرفته و گفته است که « با وضع بدنی ای که دارد نمی تواند آن طور که لازم است در خدمت کوه نوردان باشد » . او طرح هایی برای تشکیل « انجمن پیشگامان کوه نوردی » در دوران پیش از انقلاب ، و طرحی برای تشکیل « آکادمی ملی کوه نوردی » ( فصل نامه ی کوه 27 ) ارایه داده است ( در بخش اخبار فصل نامه ی کوه 52- پاییز 87 – آمده بود که با استفاده از رهنمود استاد کتیبه ای ، به زودی در دانشگاه آزاد واحد دزفول ، آکادمی کوه نوردی راه اندازی خواهد شد ). طرح برگزاری کنگره های کوه نوردی ایران هم از او بود که نخستین آن در اول فروردین سال 1335 ( در زمان ریاست محمد خاکبیز بر فدراسیون کوه نوردی ) در شیراز افتتاح شد . طراحی پوستر این کنگره ( نخستین پوستر کوه نوردی ایران ) و طراحی یکی از آرم های فدراسیون نیز از کتیبه ای بوده است .

با وجود کارنامه ی کوه نوردی پرباری که در بالا به آن اشاره شد ، وجهی از شخصیت کتیبه ای که او را در میان تمامی کوه نوردان ایرانی ممتاز ساخته ، چهره ی کوه نویسی او است ؛ کتیبه ای ، در مدت چند دهه به تنهایی نقش نویسنده ی مطالب فنی ، معرف کوه های ایران به کوه نوردان ایرانی و خارجی ، مترجم گزارش های خارجی ، وقایع نگار رویدادهای کوه نوردی کشور ، مدیر مجله ی کوه نورد و کوهستان ( 1346 -1342 )، مدیر مجله های تربیت بدنی و پیشاهنگی ، و مفسر و فرهنگ ساز کوه نوردی را داشته است . او همچنین از از حدود بیست و دو سال پیش همکار مجله های کوه نوردی آلمان Alpinismus و Bergsteiger ، و از سال 1374 همکار مجله ی کوه بوده است . سلسله مقاله های او در مجله ی کوه با عنوان « کوه نوردی نوین در ایران » که طی چند سال در این فصل نامه چاپ شد ، نخستین حرکت جدی برای تدوین تاریخ کوه نوردی ایران – و منبع مهم کارهای بعدی در این زمینه – بود . به علاوه ، هر شخص دیگری هم که از او درخواست مقاله کرده باشد ، بی نصیب نمانده و بسیاری از گاهنامه ها و بولتن های کشور ، از مطالب او بهره مند شده اند . مطابق برآوردی که خود استاد داشته ، شمار مقاله هایش بیش از 2500 ( چاپ شده در بیش از 35 نشریه )، شمار نامه هایش ( که تقریبا همگی مربوط به کوه نوردی هستند ) بیش از 4500 ، و مجموع نوشته هایش در حدود 13000 صفحه است . از کتیبه ای چند کتاب هم چاپ شده است : الفبای کوه نوردی ، کوه ها و آدم ها ، آخرین صعود ، یک کوه و یک مرد و ... . نکته ی مهم این که کتیبه ای در عین پرکاری ، گزیده گوی بوده و هیچ گاه به حاشیه نرفته و زیاده گویی نکرده است . همچنین ، وسواسی ستودنی در پاکیزه نویسی ، رعایت دستور زبان ، و رعایت نقطه گذاری درست داشته است .

کتیبه ای از نخستین کسانی است که در مباحث آموزشی خود به موضوع حفاظت کوهستان اشاره کرده است . در این جا ، چند جمله از کتاب الفبای کوه نوردی او نقل می کنیم : « در کوهستان ، گل ها و گیاهان را بگذارید در جای خود باقی بمانند ، سبز تر و زیبا تر بشوند و رشد کنند . زندگی آن ها نیز مانند زندگی شما ، با ارزش است . » و « درباره ی حیوان هایی که در کوهستان با آن ها برخورد می کنید ، بیندیشید و زیبایی ها یشان را تحسین کنید. فکر بکنید که آن ها نیز چون شما ، روح و اعصاب دارند ، آن ها نیز به زندگی شان علاقمند هستند ... و آن ها نیز می توانند شما را دوست داشته باشند ، اگر شما آن ها را دوست بدارید. »

درباره ی ارزش سلسله مقاله های کتیبه ای با عنوان « کوه نوردی نوین در ایران » ، مقاله ای از عباس محمدی در فصل نامه ی کوه شماره ی 19 ( تابستان 79 ) با عنوان « در نکوداشت استاد جلیل کتیبه ای» چاپ شده است .


نویسنده: عباس محمدی

منبع: ویکی پاکوب



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389 | 6:21 بعد از ظهر | نویسنده : صفا هاشمیان |

زنده یاد محمد اوراز



محمد اوراز کوهنورد ایرانی بود که چند قله ۸۰۰۰ متری هیمالیا را صعود کرد. وی در یکی از صعودهایش به قله گاشربروم ۱، از قلل رشته کوه هیمالیا بر اثر سقوط و علی‌رغم تلاشهای چند روزه دوستانش در رساندن وی به پایین کوه، جان سپرد.

زندگینامه

در شامگاه ۲۵ شهریور سال ۱۳۴۸ در شهرستان نقده به دنیا آمد. هنگام تولد وی حاج احمد اوراز دوران حبس را در زندان فلک الا فلاک سپری می‌نمود و به این ترتیب آغاز زندگی او با رنج دوری از پدر همراه بود.

محمد اولین سالهای زندگی را به سبب مشکلات ناشی از دستگیری پدر و سپس تبعید وی به شهرستان کاشمر، به دور از زادگاه و در نهایت ناملایمات روزگار به همراه خانواده در آن شهرستان سپری نمود و بعد از سه سال به شهرستان نقده بازگشت.

سال ۱۳۵۵ مصادف بود با شروع دوران تحصیل محمد و او دوران ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان را با در شهرستان نقده به اتمام رساند و در سال تحصیلی ۶۵ـ۶۶ موفق به أخذ مدرک دیپلم در رشته اقتصاد وعلوم اجتماعی شد. از سال ۱۳۶۷ الی ۱۳۶۹ وارد دوران خدمت سربازی شد و پس از پایان دوران خدمت سربازی در سال ۱۳۷۳ در رشته کارشناسی تربیت بدنی دانشگاه ارومیه پذیرفته شد و در سال ۱۳۷۹ از این دانشگاه فارغ التحصیل شد (با وجود وقفهٔ بسیار به سبب شرکت در اردوهای تیم ملی).

سال ۱۳۶۷ در اولین تجربهٔ پیش از ورود به دنیای حرفه‌ای کوهنوردی گروه قندیل را بنا نهاد و بعد از آن فعالیت های خود را در گروه کوهنوردی سامرند شهرستان نقده ادامه داد تا بالاخره در سال ۱۳۷۳ به همراه جمعی از دوستان پیشکسوت این رشته در سطح شهرستان، گروه کانون کوهنوردان نقده را تأسیس کرد و آغاز فعالیتهای این گروه را میتوان سر آغاز ورود محمد به دوران زندگی حرفه‌ای در رشتهٔ کوهنوردی قلمداد نمود.

سال ۱۳۷۶برای اولین بار پس از فراخوان فدراسیون کوهنوردی در اردوهای آماده سازی تیم ملی جهت اعزام به قلل گاشربروم دو و راکاپوشی در کشور پاکستان شرکت نمود و با نشان دادن توانمندیهای لازم موفق به عضویت در تیم اعزامی به قله راکاپوشی با ارتفاع ۷۷۸۸ شد ودر همان سال به اتفاق ۶ نفر از دوستان و اعضاءتیم موفق به صعوداین قله شد و اولین تجربهٔ هیمالیا نوردیش را با موفقیت پشت سر نهاد.

سال ۱۳۷۷ را میتوان نقطه عطف تاریخ زندگی محمد اوراز دانست در این سال وی به همراه سه نفر از اعضاء تیم ملی کوهنوردی ایران توانست به قله اورست، بلند ترین قله جهان صعود نماید. به این ترتیب وی به عنوان اولین صعود کننده ایرانی قله اورست شناخته شد.

سرانجام در سال ۱۳۸۲، هنگام صعود به قله گاشربروم ۱ در پاکستان، محمد اوراز به همراه مقبل هنر پژوه بر اثر سقوط بهمن سقوط می‌کنند مقبل هنر پژوه سالم ماند ولی محمد اوراز پس از انتقال به بیمارستان شفا در اسلام آباد پاکستان در گذشت.

مدارک کسب شده و قله هایی که صعود کرده است :

  • دوران تحصیل راهنمایی در مدرسه سید قطب و شهید محمد رئوف وقاضی محمد.
  • دیپلم رشته اقتصاد اجتماعی فارغ التحصیل خرداد ۱۳۶۶
  • سال ۱۳۷۹ أخذ گواهینامه رشته کارشناسی تربیت بدنی محض (دانشگاه ادبیات و علوم انسانی دانشگاه ارومیه)
  • سال ۱۳۷۶ کسب مقام اول آسیا در صعود به قله راکاپوشی
  • صعود به قله اورست در سال ۱۳۷۷ (مقام طلای جهان)ارتفاع ۸۸۷۸متر
  • سال ۱۳۷۹ أخذ گواهینامه دوره مربیگری درجه ۲ یخ و برف
  • سال ۱۳۷۸ کسب مقام اول جهانی در رشته کوهنوردی
  • سال ۱۳۷۸ صعود به قله چوایو (ارتفاع ۸۲۰۱متر ـ مدال نقره جهان)
  • کسب مربیگری درجه ۱ سال ۱۳۷۸
  • صعود به قله شیشاپانگما به ارتفاع ۸۰۱۲ متر سال ۱۳۷۸
  • کسب دو دیپلم از فرانسه (جولا و آگوست ۱۹۹۹)
  • صعود به قله ماکالو به سال ۱۳۸۰ بدون ماسک اکسیژن مقام طلای جهان
  • سال ۱۳۸۱ صعود به قله لوتسه بدون استفاده از ماسک اکسیژن به ارتفاع ۸۵۱۶ متر (مدال طلای جهان)
  • سپتامبر ۲۰۰۱ صعود به قله آرارات در معیت تیم پیشکسوتان
  • سال ۱۳۸۱ انتخاب به سمت امور اجرایی فدراسیون کوهنوردی
  • سال ۱۳۸۲ أخذ گواهینامه مربیگری درجه ۲ سنگنوردی
  • صعود به قله گاشربروم یک تا ارتفاع ۷۹۰۰ متر مقام طلای آسیا
  • مرد سال کوهنوردی در سال‌های ۷۸-۷۹-۸۰
  • مربیگری تیم‌های ملی جوانان و بزرگسالان
  • دارنده اولین مدال طلای تاریخ ورزش آذربایجان غربی
  • صعود به قله مون بلان بلندترین قله رشته کوه آلپ در سال ۱۳۷۸



"بخشی از دست‌نوشته‌های زنده‌ياد محمـــد اوراز

در صعود به اورست "

کسانی که قصد صعود قله را دارند بايستی مرگ را به تمسخر بگيرند....

کمپ اصلی در يک محوطه بسيار خشن مورنی و يخچالی قرار دارد. و دورتا دور آن با کوه‌های بلند و يخچالهای خشن بر روی آنها احاطه شده. کمپ اصلی در يک هلال بن‌بست قرار دارد، که دقيقا در ابتدای آبشار يخی و زير کوه پوموری مي‌باشد. تمام اطراف کمپ اصلی از مورنهای بی‌ثبات و ريزشی تشکيل شده‌است. و پی‌درپی از تپه‌های اطراف سنگهای ريز و درشت در حال ريزش به دره‌ها مي‌باشند و سر و صدای وحشتناکی را ايجاد مي‌کنند. گهگاهی بهمنی يا بخشی از يخچالی فرو مي‌ريزد و تمام منطقه را مي‌لرزاند. يخچال‌هايی بالای سرمان هستند که اگر فرو بريزند عواقب ناخوشايندی را به‌بار خواهند آورد. زير پايمان دائما سر و صدا می آيد و انسان خيال مي‌کند همين حالا زمين دهان باز مي‌کند و می‌شکافد. در کاسه کمپ اصلی گويی ابرها گير افتاده‌اند و مانند ببری خشمگين خود را به در و ديوار قفس مي‌زنند. انسان با نگاه به اين منطقه تصور مي‌کند که شايد بمب اتم در اينجا منفجر شده‌است و گويی نظم ناظم براينجا حاکم نيست و نبوده‌است.

هيچ‌چيز در سر جای خود نيست و همه چيز به هم خورده. شخص وقتی به اينجا پا مي‌گذارد خيال مي‌کند که از هستی بريده و به نيستی قدم گذاشته‌است. در اينجا مرگ به خوبی احساس مي‌شود. اگر کسی جسارت شوخی با مرگ را نداشته باشد به‌طور حتم اگر شکار طبيعت خشن نشود دق‌مرگ خواهد شد. کسانی که قصد صعود قله را دارند بايستی مرگ را به تمسخر بگيرند در غير اينصورت جريان برعکس خواهد شد......


منبع: ویکی پاکوب



تاريخ : سه شنبه بیست و یکم دی 1389 | 1:43 بعد از ظهر | نویسنده : صفا هاشمیان |


زنده یاد فريدون اسماعيل‌زاده



تصویر:Fereidunesmailzadeh.jpg


فريدون اسماعيل‌زاده در سال 1319 در همدان، شهری با بافت‌های ديرپای كوهپيمايی به دنيا آمد. از اوايل جوانی با عضويت در گروه‌های كوهنوردی به كار جدی كوهنوردی پرداخت و از حدود سال 1339 شروع به همكاری با هيات كوهنوردی همدان كرد. در همان سال‌ها، بازديدی از غار عليصدر داشت و در سال 1342 با ديگر همراهانش در گروه كوهنوردی متحد از نخستين كسانی بود كه با استفاده از تيوپ خودرو به گشت‌زنی بر سطح درياچه غار و شناسايی دالان‌های آن اقدام كردند. در سال 1344 در سومين كنگره كوهنوردی كشور كه كوهنوردان همدانی در آن حضور فعالی داشتند شركت كرد و در كلاس‌های آن آموزش ديد.

اسماعيل‌زاده از نخستين كسانی بود كه در همدان كوهنوردی فنی و سنگ‌نوردی را پايه گذاردند؛ او در نيمه اول دهه چهل نخستين صعود كلاهك قله الوند را به انجام رساند.

در زير فهرست مهم‌ترين كارهای اسماعيل‌زاده را مي‌بينيد. بايد يادآور شد كه او كوهنورد پركاری بود اما جزئيات تمام كارهای او از جمله مسيرهايی را كه در بيستون و روی سنگ كوتاه‌های بنديخچال باز كرده‌ را در دسترس نداريم.

1339 آغاز همكاری با هيات كوهنوردی همدان

1342 بازديد از غار علی‌صدر و شناسايی دالان‌های مختلف آن

1344 شركت در كنگره سوم كوهنوردی كشور

1345 شركت فعال در ساخت پناهگاه ميدان ميشان الوند

1347 شركت در كلاس هياس نوشل مربی اتريشی

1351 صعود زمستانی قله قزل ارسلان

1352 صعود گروه آلمانی‌ها در علم‌كوه (دومين صعود يك گروه شهرستانی)

1353 صعود ديواره علم‌كوه از مسير هاری‌ر‌ست - امير علايی (نخستين صعود يك تيم شهرستانی از ديواره علم‌كوه)

1355 نخستين صعود زمستانی قله منشاد (منطقه شيركوه)

1356 صعود تكی «مسير همدانی‌ها» در بيستون (در گشايش مسير هم شركت داشته )

1362 نخستين صعود زمستانی قله كل‌جنون

1363 صعود زمستانی گروه آلمانی‌ها (هم‌زمان با يك تيم ديگر نخستين صعود زمستانی گروه)

1364 صعود يخچال هرم داغ (احتمالا نخستين صعود)

1364 تلاش برای صعود زمستانی ديواره شمالی علم‌كوه

1365 نخستين صعود زمستانی خط‌الرأس جوپار

1365 تلاش برای صعود ديواره‌های جنوبی ستيغ (خط‌الرأس) دنا

1366 گشايش «مسير همدانيیها» روی ديواره علم‌كوه (اين مسير در سال 1369 بدون حضور اسماعيل‌زاده تكميل شد.)

1368 شركت در كنگره كوهنوردی كشور (عضو كميسيون فنی)

1369 شركت در برنامه صعود زمستانی ديواره شمالی علم‌كوه

1370 پيمايش خط‌الرأس البرز مركزی از غرب دماوند تا جنوب علم‌كوه

1371 پيمايش ستيغ زردكوه از گردنه چری تا هفت ‌تنان

1371 شركت در كلاس‌های آلن رنو، مربی فرانسوی

1371 پيمايش زمستانی ستيغ كلاه قاضی، يخچال، كلاغ‌لان،دائم برف، قزل ارسلان در منطقه الوندی

1372 نخستين پيمايش زمستانی ستيغ خلنو - آزادكوه

1374 همكاری با «كميسيون صعودهای برگزيده» در فدراسيون كوهنوردی

1374 تلاش برای پيمايش خط‌الرأس ماز (دوبرار)

1375 نخستين پيمايش زمستانی ستيغ ماز از گردنه امامزاده هاشم تا برج قره‌داغ ( ده هوير)

از 1376 تا 1383 صعود چند صد قله در سراسر ايران و شناسايی و تهيه گزارش و عكس از آنها.

اسماعيل‌زاده طی سال‌هايی طولانی و به شكلی پيوسته كوهنوردی كرد. با عضويت در گروه‌ها به تربيت جوانان علاقه‌مند پرداخت و بر سير كوهنوردی با تجربه تهران تاثير گذاشت. حتی می‌توان از «مكتب اسماعيل‌زاده»‌ در كوهنوردی ايران سخن گفت؛ مكتبی كه مشخصه‌های آن عبارت‌اند از تلاش برای يافتن هدف‌های نو روی سنگ‌های كوتاه و ديواره‌های بلند و اجرای صعودهای دشوار زمستانی (چه بر ديواره‌ها و چه روی ستيغ‌های طولانی) با تكيه بر تمرين‌های ورزشی مداوم در طول هفته.

از اوايل دهه شصت كه به تهران آمد در بيشتر جمعه‌ها از صبح تا غروب و در چند روز ديگر بعدازظهرها در بنديخچال سخت تمرين می‌كرد. او روی سنگ كوتاه‌های بند يخچال مسيرهايی را مشخص مي‌كرد و تا از همه ان صعود نمی‌كرد، از كار دست برنمی‌داشت و در عين حال مشوق همه سنگ‌نوردان حاضر در منطقه بود.

از اوایل دهه 70 خورشیدی كه سنگ‌نوردی ورزشی و كار در سالن در ايران باب شد، اسماعيل‌زاده دست كم هفته‌ای سه روز در سالن سنگ‌نوردی شيرودی حضور داشت و ساعت ها با جديت كار مي‌كرد. او كه در زندگي حرفه‌ای خود سال‌ها آموزگاری كرده بود، پشتكار و علاقه شگفت‌انگيزی در كار با نوآمدگان داشت. به جرأت می‌توان گفت كه نسلی از بهترين كوهنوردان و سنگ‌نوردان مسابقه‌دهنده ايران از آموزش‌ها و تشويق‌های او بهره برده‌اند. به ويژه می‌توان از سنگ‌ نوردان گروه‌های آرش (تهران) و بابك (همدان) نام برد كه به راستی پرورش‌يافته مكتب اسماعيل‌زاده بودند.

نویسنده - عباس محمدی

منبع : ویکی پاکوب



تاريخ : سه شنبه بیست و یکم دی 1389 | 1:39 بعد از ظهر | نویسنده : صفا هاشمیان |

زنده یاد غدیر یزدانی




غدير یزدانی

(آغاز:1 تير1338- پرواز19بهمن 1380)

غدير يزدانی كو‌ه‌نوردی را به صورت تفننی از نوجوانی آغاز كرد. او برای نخستين بار در سال 1350 به قله‌های كلك ‌چال و توچال صعود كرد و دو سال بعد همين كار را در زمستان انجام داد. در سال 1354 نخستين صعود خود را به دماوند انجام داد و پس از آن با جديت به شكلی مستمر كوه‌نوردی را ادامه داد و تقريباً تمام كوهستان‌های كشور را به اين منظور زير پا نهاد. او چند سال با گروه كوه‌نوردی شكوه و از سال 1370 با گروه كوه‌نوردان آرش فعاليت می كرد.

بعضی از كارهای نوی او عبارتند از:

  • صعود سرعتي ديواره بيستون از مسيرهاي عقاب‌ها و جان‌پناه‌ها؛ ارديبهشت 1364
  • گشايش مسير نو روي ديواره‌ها پل خواب (مسير روجا)؛ شهريور 1364
  • صعودتكی ديواره‌ی بيستون از مسير جان‌پناه‌ها؛ خرداد 1365
  • گشايش مسير نو روی ديواره‌ی بيستون (مسير منصور)؛‌ شهريور 1365
  • پيمايش خط‌الرأس جوپار در زمستان 1365
  • گشايش مسير نو روی ديواره‌ی پل خواب (مسير آگر)؛ فروردين 1366
  • گشايش مسير نو روی ديواره‌ی علم كوه (مسير شكوه)؛‌ شهريور 1366
  • مسير نو روی ديواره‌ی بيستون (مسير لول سخت)؛ بهار 1368
  • تلاش برای صعود زمستانی ديواره‌ی علم‌كوه و گشايش مسير مستقيم يخچال پای ديواره در زمستان؛ بهمن 1368
  • صعود سريع مسير فرانسويی ها روی ديواره‌های علم‌كوه (در 48 ساعت از رودبارك تاقله و به روبارك)؛ 1369
  • تلاش برای صعود زمستانی ديواره‌های علم‌كوه؛ زمستان 1369
  • گشايش مسير نو روی ديواره‌ی آزادكوه در يك روز؛ خرداد 1370
  • گشايش مسير (نيمه‌كاره) روی ديواره علم‌كوه (سمت چپ كلاهك بزرگ لهستانيی ها)؛ تيرماه 1370
  • نخستين پيمايش سبكبار غار پراو؛‌ شهريور 1372
  • بازگشايی مسير 1352 لهستانی ها (از تراورسه‌ی فرانسوی‌ها به بالا)؛در تابستان 1373
  • صعود مسيرهاری روست روی دیواره علم کوه ظرف یک ساعت و45 دقیقه تابستان 1373
  • گشایش مسیر در سمت چپ مسير 1348 لهستانی‌ها؛ شهريور 1375 (نيمه‌كاره بعلت كمك‌رسانی در حمل جسد مرحوم كامران سليمانی)
  • شناسايی و پيمايش غار چاه‌الياس در لاريجان؛ مهرماه 1375
  • شركت در چند مرحله از صعود «امدادی» خط‌الرأس دماوند ـ علم‌كوه؛ زمستان 1375
  • صعود يك روزه‌ی ديواره‌ی يوكان سان در كره جنوبی؛ تابستان 1376
  • صعود قله‌های ركسفورد، خط‌الرأس جيش‌پيك، گری بالدی پيك، پانوراما پيك، كَسِل تاور، ليدی پيك، ماندی پيك، ولچ پيك، وادينگتون، مانت ماس، جافری، وج پيك، ...
  • صعود تكی ديواره‌ی 630 متری سكواميش، صعود ديواره‌ی عظيم سله‌سی (1350-Slesse: متر) در آمريكای شمالي؛7713 و 1378 (بيشتر از صعودها احتمالاً نخستين بار توسط يك ايرانی انجام می شدند)
  • نخستين صعود ايرانی قله‌ی بسيار دشوار مونت‌لوگان (6050 متر، در مرز آلاسكا و كانادا كه ارتفاع صعود آن از پاي کوه 5800متر ـ بيش از ارتفاع صعود اورست از بارگاه اصلی ـ است)؛ ارديبهشت و خرداد 1378

غدير كوه‌نوردی خودساخته از جنوبی‌ترين نقطه تهران بود كه تمامی كارهای كوه‌نوردی‌اش را با اتكاء به درآمد اندك خود و در نهايت سادگی به انجام رساند. او در مدت سه سالی كه در خارج از كشور زندگی ‌كرد، باز هم در شرايط سخت مهاجرت، كوه‌نوردی را كنار نگذاشت و حتی با استعداد و پشتكاري كه داشت، سطح كار خود را بالاتر برد. رفتار او اگرچه گاه تند می نمود (و اين از صداقت‌اش بود)، اما قلبی داشت كه پر از مهر به هم‌نوعان و به كوه و طبيعت بود؛ از خارج از كشور، مرتباً برای هم‌‌نوردان اش پيام می فرستاد و در اجرای شاهكارش (صعود مونت‌لوگان) پرچم ايران را همراه داشت و عكس آن را برايمان فرستاد.

از اواخر سال 79، درد جان‌سوز يك بيماری دشوار در تنش ريشه دواند؛ اما هيچ‌گاه خود را درمانده و تسليم نشان نداد، و روح بلندش همان بود؛ پُرشور و سرشار از زندگی. چه برنامه‌هايی (و اين بار سبك) كه پس از اظهار پزشكان كانادايی به لاعلاج بودن درد او، و بازگشتش به ايران با او نداشتيم. و او همچنان پُرروحيه و گردن فراز بود؛ لبخندش را در جستن تولد تنها فرزنداش ـ ده روزی پيش از مرگ ـ به ياد مي‌آورم؛ بر سر سفره برای خود به اندازه‌ی ديگران غذا كشیده بود (تا شايد همه راحت باشند) اما در آخر فقط ذره‌ای خورده بود. عفريت مرگ جسمش را آب كرده بود، صدايش را قطع كرده بود و قدرت خوردن را از او گرفته بود. آن پاها و بازوان پُرتوان، تكيده شده بود، اما او مرگ را به سخره گرفته بود و بر زندگی لبخند می زد. ياد غدير برای هميشه در دل ما و همه‌ی كوه‌نوردان ايرانی باقی خواهد ماند.

«فرصت كوتاه بود و سفر جان كاه / اما او يگانه بود و هيچ كم نداشت»




منبع : ویکی پاکوب


تاريخ : پنجشنبه شانزدهم دی 1389 | 7:55 بعد از ظهر | نویسنده : صفا هاشمیان |

10 نکته در مورد گرانیت که شاید نمیدونید!!

10 نکته در مورد گرانیت که شاید نمیدونید!!

منبع مجله کلایمبینگ شماره ۲۸۷ - اگوست ۲۰۱۰

نوشته Sarah Garlick

گرانیت ، سنگ نوردا دوستش دارن حتی اگر بدنشونو زخمی کنه ، ابزارشون جابمونه ، یا حتی احساس ضعف تو خودشون احساس کنن . شما گرانیت رو زیر دست و پای خودتون حس کردید ، بوشو میشناسین و بارها دیدید که چطور در آخرین تشعشع روز رنگ طلایی پیدا میمنه ، اما اینجا چند نکته هست که شاید شما ندونید .

1- کلمه گرانیت از کلمه لاتین Granum با معنی Grain(دونه ) گرفته شده . بافت دون دون گرانیت با به هم پیوستن کریستالهایی که از سنگهای ذوب شده و به آرامی سرد شده در لایه های زیرین زمین شکل گرفته . جامد شدن مواد معدنی مثل کوارتز و فلدسپات همراه با میکا و مقادیر کمی از مواد معدنی دیگر . سایز کریستال ها به مدت زمانی که طول کشیده تا سرد شوند بستگی داره . سرد شدن کند سنگهای زبر تر رو ایجاد میکنه ، جاهایی که شما به اجبار باید دستتون رو با دستکشی از نوار زینگ اکسید بپوشونید ، مناطق سنگ نوردی مثل جاهایی چون : ودائو وو ، ویومینگ و جاشوا تری .

۲- رنگ گرانیت بیشتر به نوع فلدسپاتی که داره ، مربوط میشه . فلدسپات پلاژیوکلاز  عموما سفید شیریست . فلدسپات آلکالی یک طیف رنگی از قرمز آجری تا سبز زمردی و زرد کمرنگ داره بسته به ناخالصی ها و عناصر موجود درآن .گرانیت صورتی مقادیری فلدسپات آلکالی  قرمز یا صورتی داره . گرانیت خاکستری یا سفید حاوی فلدسپات آلکالی سفید رنگ ترکیب شدهبا پلاژیوکلازه ، همینطور ممکنه اصلا  فلدسپات آلکالی نداشته باشه یا خیلی کم داشته باشه . در هر حالت تونالیته رنگها متفاوته .

رنگ های مختلف گرانیت

بعضی رنگهای مختلف گرانیت

 

۳- عظیم ترین صخره های جهان غالبا گرانیتی هستند ، بطور مثال  برج گریت ترانگو در شمال غرب پاکستان با ارتفاع تقریبی 1600 متر ارتفاع احتمالا بلندترین صخره در جهان باشه .  ترانگو از گرانیت بالتورو ساخته شده  ، گرانیتی که کوههای گروه لاتوک یعنی اوگره ، ماشربروم  و کی 7 هم از آن تشکیل یافته اند . دیواره های جزیره بافین شامل Polar sun spire  با ارتفاع تقریبی 1400 تا 1500 متر همین رده بندی هستند .  از دیگر دیواره و قله های گرانیتی جهان میتوان از توده مون بلان ، راس جورج در کانادا ، بوگابوز کانادا ،گروه پاین و  فیتز روی  در پاتاگونیا نام برد ( علم کوه با ارتفاع ۷۰۰ تا ۸۰۰ متر در گروه تخت سلیمان یادتون نره) .

۴- گرانیت City of rocks ، یوتا ، آیداهو و آریزونا تقریبا در یک زمان شکل گرفتند تقریبا 30 میلیون سال پیش و در بازه زمانی که زمین شناسان به آن نام خروج ناگهانی ماگماتیگ داده اند . در این زمان یک صفحه اقیانوسی در زیر شمال امریکا لغزیده و ناگهان شکسته و درقسمتهای پایینی آمریکای شمالی سنگهای داغ جبه بیرون زدن.

شهر سنگ

City of rock 

 

۵- همه گرانیتهای سطح زمین ازعمق بیش از 35 کیلومتری زمین بالا آمده اند چون اگر ماگمای گرانیتی مشابه  حاصل جریان لاوا یا خروج مواد آتشفشانی  در سطح زمین سرد شود ، توف ریولیتی شکل میگیرد نه گرانیت .

۶- پگماتیت هم ترکیبی مثل گرانیت دارد . پگماتیت با کریستالهای بزرگ یک یا دو اینچی در فاصله های حدود 6 متر شناخته میشه .

۷- بلند ترین کوه گرانیتی در زمین کانچنجونگاست (8586 متر) ، سومین قله زمین بعد از اورست و K2  . کانچنجونگا همزمان با همسایه هایش ماکالو و ژانو  از یک  صفحه به ضخامت 4 کیلومتر با ترکیب گرانیت رنگ روشن که از سنگهای ذوب شده در عمق پوسته ضخیم منطقه هیمالیا شکل گرفته . راستی  اورست از جنس سنگ آهکی و k2  از سنگهای دگرگونی آذرین ساخته شده .

کانچنجونگا - Kanchenjunga

کانچنجونگا - سومین قله مرتفع زمین

 

۸- گرانیت الکاپیتان با گرانیت هالف دام فرق میکنه . گرانیت الکاپیتان 102 میلیون سال عمر داره و بصورت دیوریت زده بیرون . یک سنگ آذرین که در منطقه ای از پوسته کهقسمتهایی از جنوب شرقی آمریکای شمالی رو شکل داده ظاهر شده . هاف دام از گرانودیوریت های جوانتری (به این معنا که درصد بالاتری از فلدسپار پلازیوکلاز نسبت به گرانیت نورمال داره) که در 87 میلیون سال پیش شکل گرفته تشکیل شده . گرانیت الکاپیتان و گرانودیریت هاف دام در کمربند نوادا سیرا که بین زنجیره ای  از آتشفشانها در ساحل  در چیزی حدود 100 میلیون سال شکل گرفته اند .( گرانیت علم کوه و گرانیت ترانگو تقریبا هم سن هستن و چیزی حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیون سال پیش به بیرون پوسته نفوذ کردند ) .

هاف دام - Half dom

نیم گنبد یا هاف دام - یوسه میت

 

elcapitan - ال کاپیتان

ال کاپیتان - یوسه میت

 

۹- جرم حجمی گرانیت دو و نیم برابر آبه . گرانیت بخش عظیمی از پوسته زمین رو تشکیل میده . بازالت که تشکیل دهنده پوسته زیر اقیانوسی است بسیار چگالتر و حدود 3 برابر جرم حجمی آب رو داره . در مقایسه با ماسه سنگ که جرم حجمیش 2 برابر آبه . از نظر وزنی تقریبا 50% گرانیت اکسیژنه .

۱۰- گرانیت رادیو اکتیوه . مثل همه مواد معدنی دیگه ، ردپای مقادیری رادیو اکتیو (اورانیوم در نوشته اصلی) رو تو ترکیباتش میشه پیدا  کرد . بعضی از انواع گرانیت بین 5 تا 20 برابر حد نرمال تشعشع رادیو اکتیو (اورانیوم در نوشته اصلی) دارن که نتیجه مستقیمش تولید مقادیری گاز رادونه که میتونه منجر به سرطان ریه بشه . اما نگران سنگ نوردی در مناطق گرانیتی یا انداختن یه تیکه سنگ گرانیت  روی کانتر آشپزخونتون نباشید . چون خطر بیشتری در تنفس غبار  لاشه های گرانیتی هست که با خاک پوشیده شدند (مترجم : همینطور رول کوبی ، کندن حفره یا چاه در گرانیت مقادیر زیادی گاز رادون آزاد میکنه) .

 

پی نوشت و ارجاع برای مطالعه بیشتر :

- مراجع عکسها جز اولی که از مجله کلایمبینگه در پاراگراف بالاییشون هست .

- بد نیست یه تحقیقی روی افراد صعود کننده علم کوه (مخصوصا گشایندگان مسیر جدید ) و سرطان بشه .مرحوم غدیر یزدانی و حسین طالبی مقدم نمونش .

- مطالعه پیشنهادی در پاکوب :علم کوه و تخت سلیمان - بخش دو

- بعد از مدتها چند شماره مجله کلایمبینگ به دستم رسید و ورقی زدم ، مجله خوندن عجب حالی داد .



منبع : سایت همنورد عزیز شهرام عباس نژاد





تاريخ : دوشنبه سیزدهم دی 1389 | 5:25 بعد از ظهر | نویسنده : صفا هاشمیان |

هر کس که به این سرا درآید  -   نانش دهید و آبش دهید و از ایمانش مپرسید






تاريخ : پنجشنبه چهارم آذر 1389 | 10:5 قبل از ظهر | نویسنده : صفا هاشمیان |
علیرضا بلاغی در دوره غواصی غارنوردی


«علیرضا بلاغی» ( مربی درجه 2 غارنوردی ) ، سه شنبه 25 آبان ماه برای شرکت در یک دوره بین المللی غواصی غار عازم لهستان شد.
در این دوره بین المللی غواصی غار (Sump Diving) که توسط بخش غارنوردی لهستان و انجمن غواصان غار این کشور برگزار می گردد، مباحثی شامل نقشه برداری غارهای زیر آب (نرم افزار نقشه برداری، دروس تئوری و عملی)، غواصی در محیط های خاص (با شرایط دید ناکافی و معابر بسیار باریک)، برنامه ریزی و مدیریت برنامه های غواصی، لجستیک و انتقال وسایل غواصی در مسیرهای خشک، امداد و نجات و ... تدریس خواهد شد.
«علیرضا بلاغی» پس از این دوره در یک برنامه غواصی در شمال لهستان و نیز یک برنامه غارنوردی در منطقه «تاترا» شرکت خواهد کرد.
در حاشیه برگزاری دوره غواصی غار، طبق برنامه ریزی و هماهنگی برگزارکنندگان دوره، «علیرضا بلاغی» در یک سمینار به معرفی مناطق غارخیز و کارستی ایران، بررسی زمین شناسی ایران و معرفی چند غار ایران (بویژه غارهای آبی) خواهد پرداخت.
شایان ذکر است «علیرضا بلاغی» با هزینه شخصی در این دوره شرکت کرده است.


با آرزوی موفقیت برای علیرضای عزیز



تاريخ : پنجشنبه چهارم آذر 1389 | 10:2 قبل از ظهر | نویسنده : صفا هاشمیان |

 

دیواره سنگنوردی با معماری زیبا

یکی از بلندترین دیواره های مصنوعی سنگنوردی دنیا در هلند ساخته شد . این دیواره که در شهر گرونینگن هلند و در مکانی زیبا احداث شده است دارای ارتفاعی بیش از ۳۷ متر است که از آن بعنوان بزرگترین دیواره سنگنوردی جهان یاد می شود. این بنای بلند که بر روی آن نام ( شمشیر افسانه ای شاه آرتور ) نهاده شده در فضایی بسیار زیبا و دیدنی احداث شده که لذت سنگنوردی را دو چندان میکند

 

 

 

 

 





 



تاريخ : شنبه هشتم آبان 1389 | 11:1 بعد از ظهر | نویسنده : صفا هاشمیان |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.